زندگی نامه


زنده یاد استاد محمد رضا سقائی در بیستم فروردین سال 1317 در محله قدیمی پشت بازار شهر خرم آباد متولد شد. پدرش مرحوم ابوالقاسم سقائی فرزند مرحوم تیمور بود، وی نیز فرزند مرحوم علیدوست از تیره سلاحورزی لرستان بود. مرحوم ابوالقاسم سقائی به شغل عطاری مشغول و دارای پنج پسر و چهار دختر بود، استاد رضا سقائی فرزند دوم خانواده و اولین فرزند پسر خانواده سقائی محسوب می گردید.Reza Saghaee
پس از طی تحصیلات ابتدایی به علت شرایط آن دوره به حرفه خیاطی پرداخت. درعنفوان جوانی صدای خدادادی وی مورد توجه و ترغیب دوستان و حمایت برادرش هوشنگ سقائی قرارگرفته و در کوچه باغ های شهرخرم آباد برای دوستان و رفقای هم سن و سال خود آواز می خواند. علاقه مردم به شنیدن صدای زلال و زیبای وی روز افزون شد، هرچه روزها وماه ها می گذشت، از رضا این جوان خوش صدا در کوچه پس کوچه های دیار خرم آباد بیشتر شنیده می شد.
سال 1343 با تلاش مجدانه استاد حمید ایزدپناه مسئول اداره فرهنگ و هنر وقت، اولین ترانه های لری با صدای رضا سقائی، کمانچه حسین سالم، تنبک منصور سالم و گرد آوری و تصحیح اشعار توسط استاد حمید ایزد پناه دراستودیوی سراسری رادیوی ایران ضبط شد و اینگونه بود که برای اولین بار نوای دل انگیز این دیار با ترانه های « حالوه گنم خره »، « کوش طلا »، « قدم خیر »، « سیت بیارم » و « مریم مریم » به گوش ایرانیان رسید و از آن پس بود که عصر طلایی موسیقی لرستان آغاز شد و موسیقی لری را با شکوهی بی نظیر به عرصه ملی کشاند. اغراق نیست اگر می گویند که پیش از انقلاب، خرم آباد همواره برای غیر بومی ها با نام قلعه فلک الافلاک و صدای رضا سقائی تداعی می شده است.
سال 1354 ترانه « زندگی بی چشم تو » را خواند که با استقبال بی نظیر جامعه مواجه شد و به یکی از خوانندگان مطرح و حرفه ای روز تبدیل شد. اما اتفاق عظیم تر، برای شناسایی این موسیقی و توانایی حنجره استاد رضا سقائی زمانی به اوج رسید که در سال 1356 موسیقیدان توانمند شادروان مجتبی میرزاده برای بازسازی هنرمندانه ترانه های « دالکه »، « تفنگ »، « زندگی »، « قدم خیر »، « دایه دایه »، « موتورچی » و ... به یاری استاد سقائی آمد و در موسیقی ایران اتفاقی با شکوه به وقوع پیوست.
Abolghasem Saghaeeسال 1386 مرکز موسیقی و سرود صدا و سیما، با نظر سنجی بیش از هزار آهنگساز، خواننده، نوازنده و دیگر عناصر برجسته موسیقی و اهالی فرهنگ و هنر، ترانه « دایه دایه » استاد رضا سقائی در فهرست آثار فاخر موسیقی ملی ایران قرار گرفت.
تواضع و فروتنی استاد رضا سقائی بیش از هنرش زبان زد خاص و عام بود، شوخ طبعی و ساده زیستی وی را دوست داشتنی نموده بود. مخصوصا علاقه وافرش به ورزش و ورزشکاران برکسی پوشیده نیست. استاد رضا سقایی به مردم عشق می ورزید. عاشق خرم آباد و کوچه هایش بود. روزگار را با یاد خوش دوران گذشته اش سپری می کرد. ترانه های حماسی، عاشقانه، آوازها، تصنیف های زیبا در دستگاه های مختلف موسیقی، اجرا و تسلط کامل وی برمقام های مختلف موسیقی و کسب مهارت در محضر استاد مهرتاش همه و همه بیانگر توانمندی ایشان بود. آهنگ های حماسی استاد همانند « دایه دایه وقت جنگه » و « موتورچی » زمزمه رزمندگان دلیر لر و زاگرس نشینان غیور بود.
استاد سقائی متأسفانه درسال 1366 بر اثر بمباران شهر ازنا توسط هواپیماهای متجاوز و مزدور عراقی و اصابت ترکش و موج انفجار بشدت مجروح و به بیمارستان آیت ا... کاشانی اصفهان انتقال یافت.
برگ تازه ای درزندگی استاد ورق خورد و به مقام جانبازی نائل شد. این نقطه شروع افول استاد شد و صدای اساطیری خود را به تاریخ سپرد. او که سال های سال طنین صدایش فریاد همه غم ها، شادی ها، دردها، تلخی ها، شیرینی ها و حماسه های مردمان این دیار بود، با خاطراتش می زیست.
برای آخرین بار در دیماه هشتاد و دو در جریان ضایعه اسفناک زلزله بم برای جمع آوری کمک به هموطنانش به صحنه آمد و برایشان مویه سرداد.

Teymoor Saghaeeاستاد رضا سقائی متاسفانه هیچوقت ازدواج نکرد و در جواب اصرار نزدیکان به امر ازدواج میگفت: " من که آتیه روشنی ندارم که بخواهم یکی را هم اسیر خودم کنم ". استاد سقائی در شب 19 اسفند سال 1385 در کرج دچار سکته مغزی شد. 10 روز در بیمارستان شهید رجایی کرج تحت مراقبت قرار گرفت و بعد از آن وی به بیمارستان عشایر خرم آباد انتقال داده شد، ولی بهبودی موثری حاصل نشد.
از آن زمان خواهر بزرگترش ماه دولت مسئولیت نگهداری و پرستاری وی را بعهده گرفت و مدت سه سال و نیم در بستر بیماری افتاد، حدود 7 بار دربیمارستان عشایر خرم آباد و 3 بار در بیمارستان ساسان تهران بستری شد، متاسفانه ایشان طی این مدت ، تحت درمان اثر بخش و جدی قرار نگرفت.
طی این مدت الحق مردم با فرهنگ و فهیم استان لرستان مخصوصاً خرم آبادی های عزیز و دوستان بزرگوار هیچگاه استاد را تنها نگذاشتند.
وی آخرین بار که در بیمارستان ساسان تهران بستری شد، روز سه شنبه مورخه 89/4/8 بود که در بخش 3 تحت درمان قرار گرفت، ولی متاسفانه پس از 9 روز بستری، حالش رو به وخامت گذاشت و به بخش ICU انتقال داده شد. حال وی هر روز بدتر از روز قبل شد.
سرانجام ساعت یازده صبح روز یکشنبه 89/4/27 استاد محمدرضا سقائی، افتخار قوم لر و زاگرس نشینان دلیر پس از سالها تحمل رنج و درد و بی مهری، دار فانی را وداع گفت.
استاد در مورد کم لطفی به هنر و بی مهری به هنرمندان شکایت وافر داشت. استاد سقائی هیچ گونه وصیتی را نیز از خود بجای نگذاشت. شاید استاد سقائی هرگز گمان نمی کرد زندگیش مصداق ترانه هایش باشد. براستی آیا این روز را تصور می کرد آنگاه که از عمق جان در آهنگ « دالکه » می خواند:

Reza Saghaee